|
|
دوستان
معرفی سایتها و وبلاگها در زمینه بهائیت - بهائی پژوهی - بهائی شناسی - اخبار بهائیت - وحدت عالم انسانی در بهائیت - سراب بهائیت - مدعیان مهدویت - پاسخ به سوالات در مورد بهائیت - خاتمیت - بهائیت در مقابل نظام - بهائیت و سیاست - بهائیت پیوند با بیگانه خصومت با ملت - روابط پنهان و آشکار آمریکا و بهائیت - بهائیت و اسرائیل - نجات یافتگان از بهائیت - شنیدنیهائی از بهائیت - الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت - حکومت پهلوی و بهائیت - بیائید کمی فکر کنیم - امام خمینی (ره) و بهائیت - شهید - صراط مستقیم - بررسی و نقد بهائیت - خلیج همیشه فارس بزرگترین مرکز مبارزه با بهائیت - بهائیت - خوش آمدید(مهدویت) - عاشقان علی - بهائی و ... - ساحل - رنجنامه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند - عاشقان علي - بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) سیرجان - دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت - خاطرات یک عضو سابق فرقه بهائیت - املش مهر مروج اندیشه ناب محمدی (ص) - مرجع کتابهای ردیه بهائیت در اینترنت - حجاب در ادیان - من و تو - بهائیت فرقه شیاطین - بهائیت در گذر زمان و تصویر - گذشته حال آینده - بهائیت - مهدی آباد شیراز - بسیجیان خط شکن - موبایل شیعیان - آشنایی با کتب استدلالی در بهائیت - تحلیل جامع بهائیت - مرجع کتابهای ردیه بهائیت در اینترنت - پاسخگویی به شبهات دینی وقرآنی دراینترنت - آسمان اندیشه - یاران ایران - حقیقت سوخته - کشف الیقین - فاروق - در پی حقیقت هستم - اشک آتش - بهائیت شناسی - شیعیان -
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 6
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 5
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 4
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 3
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 2
نشریه الکترونیکی افشاء بهائیت شماره 1
سيطره كامل بهائيت بر اركان و تشكيلات رژيم پهلوي
علت بازگشت صبحی ( فضل الله مهتدی ) کاتب عبدالبها از بهائیت
بيتالعدل اعظم؛ بنبست مشروعیت
"آتش بس با شيطان" یکی از تناقضات آشکار بهائیت
خاتميت حضرت محمد (ص)؛ نفى مسلك باب و بهاء
متن توبه نامه يكي از مدعيان دروغين مهدويت به نام ميرزا علي محمدباب
تاکید مجدد آیت الله منتظری بر ضاله و گمراه بودن بهائیت و هشدار نسبت به تبلیغات سوء آنها
اهانت پیشوایان بهائیت به علما و مراجع تقلید و شیعیان
سو استفاده تبلیغاتی بهائیان از اظهار نظر آیت الله منتظری
دفاع از حقوق زنان ترفند جدید بیت العدل
" فضل الله مهتدی صبحی "یکی از نجات یافتگان فرقه ی بهائیت
تخریب قبور ائمه بقیع و نقش بهائیت
دكان مدعيان مهدويت همچنان باز است
الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت
آرشیو پیوندهای روزانه
بهائیت؛ تقابل با اقتدار ملی ایران - گفتگو با دکتر سیدسعید زاهد زاهدانی
دکتر سیدسعید زاهدزاهدانی
قسمت اول: عوامل شکل گیری و تعارضات آشکار بابیت و بهائیت
بررسی بهائیت در چارچوب تحلیل رشد جریانات انحرافی قرار میگیرد که عوامل متنوع داخلی و خارجی زمینهساز و مؤید آن هستند. فقر فرهنگی، بیثباتی سیاسی و فشار شدید اقتصادی از جمله عوامل مؤثر داخلی بودند که رسوخ نیروهای استعماری را باعث شدند. حمایت استعمارگران از بهائیت نیز در همین چارچوب توجیه و تبیین میشود. پشتیبانی از بهائیت با هدف مقابله با نیروی مولّد و مؤید مقاومت دینی در برابر سلطۀ استعمارگران انجام میشد. سوءاستفاده از عوامل و منابع داخلی نیز این حمایت را کمهزینهتر و نامحسوستر مینمود؛ امری که استعمارگران بدان نیاز مبرم داشتند. در این گفتوگو جناب آقای دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز و دارای دکترای جامعهشناسی از انگلستان، زمینههای شکلگیری بهائیت، اهداف و ابعاد آن را با تأکید بر آسیبپذیری داخلی توضیح دادهاند.
· جناب دکتر زاهد، با تشکر از فرصتی که در اختیار «زمانه» قرار دادهاید، برای شروع بحث، بفرمایید اساساً بحث از جریانهایی نظیر بابیت و بهائیت، در حال حاضر چه ضرورت و فوایدی دارد و بهاصطلاح چه عبرت و حکمتی میتوان از این بحث آموخت؟
به نام خداوند جان آفرين / حكيم سخن در زبان آفرين. پرسش بسیار بجایی است و میتواند مدخل خوبی هم برای بحث ما باشد. بابیگری (و در تداوم آن: بهائیگری) در شکل یک جنبش اجتماعی (با ابعاد فکری و اعتقادی) در قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی) در ایران پا به عرصۀ وجود گذاشت و به صورت جریانی موازی، بلکه متضاد با سنتها و رسوم دینی و اجتماعی حاکم بر کشورمان، به حیات خویش ادامه داد. این جریان، به دلیل همین موضع «ساختارشکنانه»، عملاً در تقابل با فرهنگ اصیل ملی ــ اسلامی ایران، و طبعاً در راستای تهاجم قدرتهای استعماری به ملّیت ایرانی مسلمان قرار گرفت و به صورت یکی از ابزارهای آنها بر ضدّ کانون انگیزش و رهبری مقاومت ملی (تشیع و روحانیت شیعه) به کار رفت. ادامه مطلب ....
ادامه مصاحبه دکتر سیدسعید زاهد زاهدانی پیرامون بهائیت- قسمت دوم
بعد از روشن شدن عوامل اصلی شکل گیری جریان بهائیت، بهتر است دربارۀ اموری صحبت شود که زمینه و بستر را برای رشد این جریان مساعد ساخت. ادامه مطلب ...
جایگاه بهائیت در پایگاه نژادپرستان
نگاهی به تاریخچه یک فرقه
گاهی برخی سؤالات تاریخی هرچند ساده، ذهن بسیاری از اهل مطالعه و نظر را به خود مشغول می کند. برای نمونه این که چرا رژیم پهلوی علی رغم اطلاع از حساسیت شدید ملت ایران به مقوله بهاییت،عمده پست های کلیدی اجرایی کشور را به بهاییان واگذار می کرد؟ به طور قطع دربار پهلوی ها( اعم از اول و دوم) از انزجار و تنفر مردم مسلمان ایران نسبت به مدیریت امور توسط منسوبان به این فرقه بی اطلاع نبودند، اما چه عاملی موجب می شد تا حتی پزشکان مخصوص این پدرو پسر بهایی باشند؟همان گونه که می دانیم، حضور پررنگ بهاییان در دستگاه اداری حکومت کودتا(کودتای1299 ش که منجر به روی کار آوردن رضاخان شد و کودتای 28 مرداد1332 ش که سلطنت محمد رضا را استقرار بخشید) اعتراض همگانی را برانگیخت، حتی روحانیونی که کمتر بر امور سیاسی کلان جامعه مسلط بودند، این امر را شاخص بارز انحراف پهلوی ها از مصالح جامعه ارزیابی می کردند که قطعاً این امر خوشایند دربار نبود و برخی روایات وابستگان به دربار نیز حکایت از نگرانی پهلوی ها از تبعات به کارگیری بهاییان در میان مردم داشت؛ لذا می توان به این نکته پی برد که پیروان این فرقه از حمایتی فراتر از دربار برخوردار بوده است؛ به عبارت دیگر، در واگذاری پست های مهم و کلیدی اجرایی کشور به وابستگان این فرقه علاوه بر همسنخی آن ها با دربار اراده دیگری نیز وجود داشته است. درک دقیق تر مسئله با توجه به این نکته امکان پذیر است که عاملان کودتا در ایران، یعنی انگلیس و آمریکا، بنا داشتند این مرز وبوم را محلی برای استقرار دائمی نیروهای خود و به مثابه پایگاهی منطقه ای قرار دهند. این قدرت های بیگانه گماشتن افرادی را در رأس امور ضامن بقای این پایگاه می دانستند که هیچ گونه تعلقی به این کشور از حیث منافع مردم و فرهنگ ملی نداشته باشند؛ زیرا به زعم آنان در چنین صورتی نگرانی ها از امکان چرخش وضعیت برطرف می شد و می توانستند به سهولت به منافع حداکثری دست یابند. صرفاً با در نظر گرفتن این واقعیت می توان درک نمود که چرا قدرت های مسلط بر ایران چندان تمایلی به واگذاری امور اجرایی- اعم از مناصب مدیریتی و برنامه ریزی- به نیروهای دارای پیوند با تعلقات این مرزوبوم نداشتند.
این دیدگاه امکان بازگشت افراد دور شده از باورهای ملی و تعالیم اسلامی به تعلقاتشان را منتفی نمی دانست؛ لذا حتی المقدور کوشش می شد از افراد بهایی در مناصب حساس بهره گرفته شود. همان طور که اشاره شد، این گونه انتصابات، ماهیت ضد ملی رژیم پهلوی را حتی برای غیر سیاسی ترین افراد نیز روشن می ساخت؛ لذا به ویژه محمدرضا پهلوی تلاش داشت تا هویت چنین افرادی مخفی بماند. نخست وزیر13 ساله دوران پهلوی دوم، یعنی امیر عباس هویدا که بیشترین خدمات را به بیگانه به ویژه صهیونیست ها داد شاخص بارزی برای ارزیابی جهت گیری های دربار محمدرضا بود.ادامه مطلب ....
افشای یک سند تاریخی در اثبات حمایت دولت روسیه تزاری از بهائیت
اسناد و مدارک متعددی در کتب تاریخی دوران قاجاریه و حتی کتب تاریخی خود بهائیان نظیر قرن بدیع و تاریخ نبیل زرندی و .... همگی بیانگر حمایت کامل دولت روسیه تزاری از جریان انحرافی بابیت و بهائیت می باشد.
دامنه این حمایتها تا آن حد گسترده بود که حکومت قاجار بارها به طور دیپلماتیک به دولت روسیه اعتراض میکرد و یا مراتب گله مندی خود را ابراز میداشت ولی دولت استعمارگر روسیه به علت نفوذ در دربار و ضعف حکومت قاجار و اهمیتی که به جریان بابیه و بهائیت برای ایجاد تفرقه داخلی و شکستن وحدت ملی ایرانیان می داد، نوعا به این اعتراضات توجهی نمیکرد. گزارشات ارسالی از سرکنسولگری ایران در عشق آباد که محل تجمع بهائیان تحت حمایت روسیه شده بود همواره مورد اعتراض وزارت خارجه ایران قرار داشت و چون این گزارشات به اطلاع ناصرالدین شاه هم می رسید، وی را شدیدا عصبانی و نگران میکرد. در نحوه عکس العمل به این گزارشات سند تاریخی وجود دارد که ناصرالدین شاه به دستخط خودش نوشته و از وزارت خارجه و سرکنسول ایران در عشق آباد می خواهد که مراتب اعتراض دولت ایران از تجمع بهائیان در آن منطقه را به دولت روسیه ابلاغ کند.ادامه مطلب ....
یک استاد ارتباطات:"بی.بی.سی فارسی" یک تهدید برای صداوسیما است
با توجه به اینکه بیبیسی شش شبکهی رادیوییاش را تعطیل و همهی توجه خود را به بیبیسی فارسی و بیبیسی عربی که بخش عمدهای از مخاطبانش در کشورهای خاورمیانه هستند معطوف کرده، آیا این کار معنی سیاسی ندارد؟
هدف غرب بیشتر در این دو منطقه برنامهریزی شده است؛ افریقا، اروپای غربی و شرقی. استرالیا مد نظر
نیست، بلکه آسیای جنوب غربی مورد توجه آنهاست. همانطور که میبینید اهداف سیاسی و موقعیت فرهنگی اقتضا میکند که بیبیسی کار بکند.
شائبههایی وجود دارد که کارکنان بیبیسی بر خلاف شعارشان که رویکرد بیطرفانه است اهداف و سیاستهای وزارت خارجهی انگلیس را تأمین میکنند و حتی تعدادی از مدیران آن مذهب بهایی دارند. اطلاعات شما در این زمینه چقدر است؟
ادامه مطلب ...
وصلت ناميمون بهاييت و صهيونيسم
«آيين بهايي تأثير شگرف روحاني و اخلاقي خود را نشان داده است و همه كساني كه با بهاييان تماس نزديك داشتهاند و شگفت آنكه حتي نفوسي كه با آنان مخالف بودهاند كمتر در اين نكته ترديد كردهاند كه
بهاييان از نظر نوع دوستي، صداقت و خيرخواهي سرآمد ديگران بودهاند. آيين بهايي در هر جاي جهان نفوذ پيدا ميكند بهطور محسوسي اثرات اخلاقي و روحاني از خود نشان ميدهد... و در آنان پندار و كرداري نيك پديد آورده و در مدتي كوتاه بدانان بينشي جهاني بخشيده تا همه مردمان را صرفنظر از مذهب، نژاد و مليت دوست بدارند.» (ايران زادگاه آيين بهايي، ص 12)
آنچه در بالا آمد، از جمله شعارهاي فريبندهاي است كه رهبران و مبلغان بهايي، در سالهاي دور و نزديك دادهاند. شعارهايي همچون «وحدت عالم انساني» بهعنوان عصاره آيين بهايي، برابري و برادري همه نژادها و مذاهب و همچنين ذات و منشا يكسان همه اديان الهي و... كه البته به واسطه اين شعار آخري با رندي ميخواهند تا فرقه ساختگي خود را در ميان اديان آسماني و الهي جا بزنند. به هرحال با وجود چنين شعارهاي بهظاهر فريبندهاي، در مقام عمل آنچه از سركردگان اين فرقه در طول همه اين سالها شاهد بودهايم، درست نقطه مقابل اين شعارها بوده است. عمق مسئله زماني روشن ميشود كه نگاهي به عملكرد بهاييان در همراهي با رژيم صهيونيستي كه ظلم و ستم بسيار زيادي بر مردم مظلوم فلسطين روا داشته، بيندازيم. ادامه مطلب ...
بهاييت به روايت تاريخ؛در آغوش صهیونیسم
بهاييان باوجود تظاهربه صلحطلبي امروز خود، در طول سالهاي دور و نزديك از ضربهزدن به مسلمانان و جامعه تشيع هيچگاه فروگذاري نكردهاند. به اين ترتيب، دور از انتظار نيست اگر هماره بهعنوان حساسيتبرانگيزترين فرقه انحرافي در ايران ضرورت مقابله با آن احساس شده است.رهبران فرقه بهايي در سالهاي دور و نزديك بسيار كوشيدهاند تا تصويري موجه از خود به نمايش بگذارند، براي اين منظور از وارونه كردن حقايق نيز ابايي نداشتهاند، چراكه ادعاهاي بنيانگذاران بابيت و بهاييت آنچنان سست و واهي است كه هر ناظر بيطرفي با اندك توجه و تعمقي پي به پوچ بودن اين ادعاها خواهد برد و جالب آنكه كتابهاي نگاشته شده توسط بانيان اين فرقه نيز مصالح فراواني براي اثبات واهي بودن اين ادعاها در خود دارند، آنگونه كه همواره رهبراني بابي امكان دسترسي به اين آثار را بسيار دشوار ساخته و يا محدود به نسخههاي تحريف و درواقع اصلاح شده آنها ساختهاند تا روي بيمايگي بنيانگذاران اين فرقه سرپوش بگذارند. طرفه آنكه حتي در دل اين جريان انحرافي كه از ادعاي محمدعلي باب آغاز شد، بهاييت نيز خود شاخه انحرافي و حرامي است كه با ترفندهاي بسيار ازليان كه امتداد واقعي بابيان محسوب ميشدند را از ميدان بهدر كرد؛ آنگونه كه دور از حقيقت نيست اگر بهاييت را فرزند حرامي پدر حرامي بدانيم كه خود زاده يك جريان انحرافي بوده است. جالب آنكه بهاييان نخستين بسيار كوشيدند كه تمامي نسخ كتاب «نقطه الكاف» كه نخستين تاريخ بابي است و توسط يكي از ياران نزديك باب نوشته شده را از ميان بردارند، تا لااقل بر تقلب در جانشيني باب و بسياري اتفاقات رخ داده در سالهاي نخستين ادعاي باب سرپوش بگذارند، اما تنها نسخه باقيمانده از اين كتاب بهطور اتفاقي بهدست كنت گوبينو كه آن زمان مشغول سير و سفر در ايران بود، افتاده و اين تلاش بهاييان ناكام ماند.ادامه مطلب ...
مقايسهاي ميان بهاييت و اديان آسماني
اديان آسماني يا بهعبارت ديگر اديان ابراهيمي با وجود تفاوتهايي كه ميان هريك از آنها ديده ميشود، داراي نقاط مشتركي در جهانبيني هستند؛ چنانكه اگر از سوي دين جديد نسخي در شريعت صورت ميگيرد در فروع و اوامر و نواهي آن دين است و نه در اصول و به يقين ميتوان گفت تمايز ميان اديان بشري و الهي، همين اصول مشتركي است كه اديان آسماني مختلف حتي آنهايي كه تحريف شدهاند، حول آن اصول و جهانبيني گرد آمدهاند.
پيروان اديان ابراهيمي در قرآن غالبا با عنوان اهل كتاب خوانده ميشوند و قرآن اگرچه تحريفاتي كه آنان در دين خود بهوجود آوردهاند را گوشزد كرده است، لكن به جهت اشتراكاتي كه در ريشه آن اديان با اسلام ديده ميشود با ادبيات متفاوتي نسبت به بتپرستان و مشركين، آنان را مورد خطاب قرار ميدهد. بهعنوان مثال، خداوند در آيهاي از آيات قرآن خطاب به پيامبر خويش ميفرمايد: «بگو: اي اهل كتاب، بياييد از آن كلمهاي كه پذيرفته ما و شماست پيروي كنيم: آنكه جز خداي را نپرستيم و هيچچيز را شريك او نسازيم و بعضي از ما بعضي ديگر را سواي خدا به پرستش نگيرد. اگر آنان رويگردان شدند بگو: شاهد باشيد كه ما مسلمان هستيم.» (آلعمران، 64)
اصول جهانبيني كه اديان ابراهيمي بر آن استوارند را ميتوان در سه اصل خلاصه كرد:
1- اصل توحيد
2- اصل نبوت
3- اصل معاد
توحيد بهمعناي اعتقاد به خدايي يگانه كه خالق همه مخلوقات و پروردگار آنان است.
نبوت بهمعناي اعتقاد به فرستادهاي از سوي خدا كه ابلاغكننده و رساننده بشارتها و انذارها و دستورات و اوامر و نواهي آن خداي يگانه براي بشر ميباشد.
معاد بهمعناي اعتقاد به عالمي پس از مرگ كه در آن عالم انسان مورد حسابرسي اعمالي كه در دنيا انجام داده است قرار ميگيرد و مطابق عملكرد خود در دنيا با اطاعت يا عصيان در مقابل دستورات الهي شايسته پاداش و ثواب و يا عذاب و عقاب شناخته ميشود.
با توجه به آنچه گفته شد، هر ديني كه خود را در امتداد اديان ابراهيمي معرفي كرده است جز دو راه، عقلا چارهاي براي آن نيست و اگر كسي بهدنبال راه سومي باشد به تصديق و گواهي عقل، ميتوان گفت يا بهرهاي از عقل نبرده و يا شياد است. اما آن دو راه اين است كه يا نسبت به آنچه در ميان اديان ابراهيمي مشترك است سر تسليم فرود آورده و در آن اصول با آنان همنوا و همآهنگ شود و يا قايل به تحريف همه اديان ابراهيمي قبل از خود باشد.
اكنون با عنايت به اين مقدمه، به بهاييت در قالب ديني كه از سوي بزرگان آن بهعنوان ديني در امتداد اديان ابراهيمي قلمداد ميشود، نگاهي مياندازيم تا موضعگيري آن را نسبت به اديان ديگري كه خود را ادامه دهنده راه آنها ميداند، بسنجيم. ادامه مطلب ...
بهاييت روي امواج تلويزيوني
سيماي بهاييت در شبكههاي ماهوارهاي
بهاييان همواره براي تبليغ و جذب نيروهاي تازه اهميتي بسيار قايل بودهاند چراكه تحقق يكي از وعدههايي را كه بنيانگذاران اين فرقه انحرافي دادهاند، يعني فراگير شدن امر بهايي در سرتاسر جهان! را در
گرو افزايش نفوس بهاييان ميدانند. اما ايشان لااقل در محدوده ايران كه زادگاه فرقه خود به حساب ميآورند، جز در مدت زماني كوتاه آن هم در روزگار حكومت پهلوي دوم نتوانستهاند اين تبليغ را از شكل پنهان خود خارج كرده به صورت آشكار و طبيعتا تأثيرگذارتر بدان بپردازند.
اما در دنياي امروز كه وسايل ارتباط جمعي جديد امكاناتي تازه و فراگير را فراهم آورده است، اينان نيز همچون بسياري از گروههاي سياسي و اجتماعي كوشيدهاند از كاركردهاي تكنولوژيهاي جديد در راستاي اهداف خود بهرهمند شوند كه در اين زمينه تلويزيون به دليل قابليت تصويري و صوتي آن و همچنين وسعت مخاطبانش از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است. مدت زماني كوتاه پس از آنكه امواج ماهوارهاي امكان انتقال صدا و تصوير را از دورترين نقاط به ايران فراهم آورد و بسياري از خارج نشينان با بهرهگرفتن از اين فناوري تازه به برنامهسازي و پخش آن از طريق شبكههاي ماهوارهاي پرداختند، بهاييان نيز بيكار ننشسته و برنامهاي تحت عنوان پرطمطراق «ديانت بهايي» تهيه و بهطور متداوم اقدام به پخش آن از طريق شبكههاي مختلف تلويزيوني كردند. نكته جالب آنكه اين برنامه كه از طريق خريد ساعاتي از زمان پخش شبكههاي تلويزيوني ماهوارهاي، روي آنتن ميرود، تاكنون تنها از طريق شبكههايي پخش شده كه اهداف سياسي ضد انقلابانهاي را در پيش گرفتهاند و درواقع حتي آن شبكههايي كه با اهداف مالي و اقتصادي برنامههاي خود را پخش ميكنند، چون به عدم پايگاه اجتماعي اين فرقه انحرافي در ايران آگاهي دارند، تاكنون از روي آنتن فرستادن چنين برنامههايي صرفنظر كردهاند. اما آن دست شبكههاي سياسي كه اسلامستيزي را نيز در راستاي مقابله با انقلاب اسلامي جزو اهداف خود قرار دادهاند، حاميان پخش برنامههاي تلويزيون بهاييان از شبكههاي خود بودهاند. ادامه مطلب ...
گفتوگو با آيتا... تسخيري دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
بهاييت خطر بزرگ جهان اسلام
آيتا... حاج شيخ محمدعلي تسخيري از چهرههايي است كه علاوه بر ايران، در ميان علما و انديشمندان جهان اسلام شناخته شده است و از همين منظر مسئوليتهايي همچون رسالت سازمان فرهنگ و
ارتباطات اسلامي، دبيركلي مجمع جهاني اهلبيت عليهمالسلام، نايب رييس اتحاديه جهاني علماي اسلام و معاونت و مشاورت دفتر مقام معظم رهبري در امور بينالملل را در برهههاي مختلف برعهده داشته است. ضمنا وي در مجمعالفقه اسلامي وابسته به سازمان كنفرانس اسلامي از بدو تأسيس در سال 1362 تاكنون عضويت دارند. اين مجمع بالاترين مرجع فقهي اسلام است كه پيرامون موضوعاتي همچون ارتداد سلمان رشدي، نظر فقهي علماي مذاهب اسلامي را اعلام ميكند. اين مجمع در سالهاي اخير قطعنامه جمعي پيرامون بهاييت صادر كرده است كه همين موضوع زمينهساز مصاحبه ما با ايشان شد.
فرقه ضاله بهاييت نهتنها در برابر تشيع كه در برابر كل جهان اسلام قرار دارد و ما در طول قرن اخير همپاي مبارزات مستمر علماي شيعه شاهد برخورد كوبنده و قاطع علماي بزرگ اهل سنت از جمله مفتيان الازهر مصر با اين فرقه بوده و هستيم. جنابعالي كه با رجال علمي و ديني جهان اسلام ارتباط وثيق داريد، برخورد رهبران ديني جهان اسلام با اين فرقه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در ابتدا لازم است مقدمهاي را ذكر كنم. سازمان كنفرانس اسلامي بيش از بيست سال قبل يك مجمع فقهي تأسيس كرد كه بزرگترين مجمع جهاني فقه اسلامي بهشمار ميرفت.
در تأسيس اين مجمع جمهوري اسلامي ايران سهيم بود و در تهيه اساسنامه آن با علماي اهل سنت مشاركت داشت. در اين مجمع همه مذاهب و همه كشورها داراي نماينده هستند. بيش از بيست سال قبل در يكي از جلسات اين مجمع مسئله بهاييت مطرح شد و همه علماي جهان اسلام در اجماعي ملي، بيانيه جامعي در بيستوششم ژوييه 1987 اين فرقه را كافر شناخته و آن را براي جهان اسلام خطر بزرگي دانستند. سپس مجمع مزبور قطعنامهاي صادر كرد. توصيهشان اين بود كه از همه مراكز و هيئتهاي اسلامي در سراسر جهان ميخواهيم با استفاده از امكانات خود خطر اين گرايش ملحد را براي ديگران توضيح دهند. قطعنامهاش همين بود كه همه ادعاهاي حسينعلي بها نتيجهاش انكار ضروريات دين اسلام است؛ بهطوري كه به دليل همه اين انكارها به اجماع مسلمين احكام كفار با اين فرقه منطبق دانسته شد.ادامه مطلب ...
معرفی کتاب "مباحثی پیرامون بهائیت"
فرقه بهائیت که از ابتدا طبق مدارک معتبره تاریخی و اقرار بنیانگذاران این فرقه از جانب تزار روس حمایت شدند و سپس از طرف انگلستان و بعد از سوی آمریکا تقویت شده و می شوند. آنها در ابتدا با ادعای بابیت و بعدا به عنوان مهدویت و سپس مرتبه نبوت و بالاخره با ادعای ربوبیت به دار فانی انتقال پیدا کردند ...
آنچه در این کتاب می خوانید قطره ای از فریب کاری های این فرقه ضاله است ...
تلفن مرکز پخش : ۰۹۱۳۱۲۸۵۷۴۸
انگلستان و گسترش فرقه بهائیت در ایران (با تاکید بر عصر پهلوی ) قسمت اول
محبوبه اسماعیلی ( کارشناس ارشد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد شاهرود، گروه تاریخ )
چکیده:
یکی از مباحث مهم و مطرح در دوران معاصر، پدیده استعمار و استعمار ستیزی است. اندیشمندان اروپایی، از جمله ژرژ بالاندیه در بیان وضعیت استعماری
یک کشور به مولفه هایی چون سلطه تحمیلی، ارتباط تمدن های ناهمگون، وابستگی سیاسی و استعمار اقتصادی اشاره کرده اند. مصداق چنین وضعیتی در روابط ایران و انگلستان در قرن نوزدهم و بیستم کاملا مشهود است. در عصر قاجار به دلیل ویژگی های ساختاری قدرت، شرایط مناسب برای گذار از جامعه سنتی به جامعه توسعه یافته فراهم نبود، از این رو نارضایتی طبقات اجنماعی در ایران افزایش یافت. بهائیان به عنوان فعال ترین ناراضیان سیاسی، نقش اساسی در دامن زدن به بحران ها ایفا کرده و انگلیسی ها نیز از این بحران ها غافل نبودند. در راستای شناسایی فرقه بهائیت، بسیاری از محققان و پژوهشگران معاصر به پیوند مستحکم بهائیان با دولت استعماری انگلستان پرداخته و دست پنهان این کشور در گسترش و تداوم این فرقه در عصر قاجار و پهلوی موثر دانسته اند.
در این مقاله- فارغ از هرگونه غرض ورزی- با تکیه بر اسناد و مدارک موجود به علل توجه انگلیسی ها به بهائیان، ارتباط متقابل آن ها در دوران یاد شده و پیامد های حاصل از این ارتباط پرداخته شده است.ادامه مطلب ....
انگلستان و گسترش فرقه بهائیت در ایران (با تاکید بر عصر پهلوی ) قسمت دوم:
روابط متقابل انگلیسی ها و بهائیان در عصر پهلوی
با کوتای 28 مرداد 1332 توسط امریکاییان، بهائیان به رغم ادعای غیر سیاسی بودن خویش ، هماهنگ با سیاست های مورد نظر رژیم در جهت تثبیت موقعیت خود تلاش کردند. یکی از اهداف مهم آنان در ایرن دوره ، رسمیت بخشیدن به مسلک بهائیت در ایران بود. بیت العدل اعظم و محفل آن ها تلاش های زیادی کردند تا با ازدیاد نفرات از طریق تبلیغ و گسترش تشکیلات و دادن آمارهای غیر واقعی ، به این هدف دست یابند. علاوه بر این از عوال موثر در خیزش سیاسی بهائیان در عرصه سیاست و نفوذ در ساختارهای اقتصادی،فرهنگی و نظام رژیم پهلوی حمایت کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و امریکا از آنها بود. حضور بهائیان در فلسطین و فعالیت گسترده آنها در این سرزمین در گذر زمان ، شرایط مناسبی را برای آنان فراهم کرد به خصوص در جنگ جهانی اول ، آنها برای تثبیت موقعیت خویش در خارج از ایران نیز رابطه دوستانه ای را با انگلیسی ها علیه عثمانی آغاز نمودند . منابع از همکاری عبدالبهاء و اطرافیانش با ارتش انگلیس و نیز تهیه آذوقه برای آن ها در جریان جنگ ، و بیرون راندن عثمانی از فلسطین گزارش داده اند . بهائیان نمی خواستند مرکزیت سیاسی خود را در حیفا از دست بدهند، از این رو بعد از آن که حیفا در سال 1918 م به تصرف ارتش انگلیس در آمد، عبدالبهاء برای امپراطور انگلستان ، ژرژ پنجم دعا کرد و از این که عدل در سراسر سرزمین فلسطین گسترده شده بر درگاه خداوند شکر گزارد.ادامه مطلب ....
انگلستان و گسترش فرقه بهائیت در ایران (با تاکید بر عصر پهلوی ) قسمت سوم:
واکنش روحانیت به رابطه انگلیسی ها و بهائیان
از دوران قاجار تا اواخر دوان پهلوی فرقه ضاله بهائیت همواره به عنوان عامل استعمار ایفای نقش نموده و به عنوان اهرم فشار در مقابل اسلام و روحانیت قرار گرفتند . علما با شناختی که از ماهیت این فرقه و وابستگی آنها به استعمار داشتند، مخالفت و مبارزه بر ضد آنان را در اشکال مختلف انجام دادند. کسانی چون شیخ فضل
الله نوری ،نواب صفوی و آیت الله بروجردی، آیت الله فلسفی و سپس امام خمینی و شاگردان ایشان همواره بهائیان را به عنوان دشمن مسلمانان و عاملان استعمار شناخته و خطر آنها را به مسلمانان گوشزد می کردند بهائیان نیز که همانند بابیه با تفکرا التقاطی وراد عرصه سیاسی شده بودند،از یک سو در نفوذ استعمار سهیم بودند و از سوی دیگر نقش موثری در مشروعیت بخشیدن به رژیم پهلوی ایفا می کردند اما برخلاف بابیه که با تکیه زدن بر فلسفه تشیع و نظام مهدویت و با رویکردی دینی در مقابله با علما قرار گرفتند، بهائیان با تفکرات التقاطی خویش که متکی بر اندیشه های غیر دینی بود، در انجمن های فراماسونری اهداف خود را در چهار جهت متمرکز کردند: 1-در زمینه سیاسی،به لیبرالیسم و رفرمیسم، 2- در زمینه اخلاقی به دئیسم اعتقاد به خداوند منهای باور داشتن به پیامبران و کتب آسمانی) و صهیونیسم،3- در زمینه فرهنگی،به کاسموپولیتیسم(جهان وطنی)،4-در زمینه اجتماعی، تعصب نورزیدن به ارزش های مکتبی واعتقاد به تساهل. ادامه مطلب ....
بهائیت حزبی سیاسی با شعار عدم مداخله در سیاست !!!
رهبران بهائيت همواره بر جدايي دين از سياست تأکيد داشته و به دنبال آن، برعدم پيوند بهائيت و بهائيان با جهان سياست اصرار ميورزند. عباس افندي بر آن بود که «بين قواي دينييه و سياسيه تفکيک لازم است» و هم او گفته است که «بهائيان به امور سياسي تعلقي ندارند» و مهمتر از آن، از منظر وي:
ميزان بهائي بودن و نبودن اين است که هر کس در امور سياسيه مداخله کند و خارج از وظيفه خويش حرفي زند يا حرکتي نمايد همين برهان کافي است که بهائي نيست، دليل ديگر نميخواهد... نفسي از» بهائيان «اگر بخواهد در امور سياسيه در منزل خويش يا محفل ديگران مذاکره بکند، اول بهتر است که نسبت خود را از اين امر [بهائيت] قطع نمايد و جميع بدانند که تعلق به اين امر ندارد. خود ميداند، والاّ عاقبت سبب مضرت عمومي گردد» . بر همين مبنا، به پيروان خود حکم ميکند و همچنين به آنان اطمينان ميدهد که: به نصوص قاطعه الهيه، در امور سياسي ابداً مدخلي نداريم و راءيي نزنيم» .{1}شوقي که پس از عباس افندي رهبري بهائيان را به دست گرفت نيز در اين زمينه سخنان فراواني دارد. براي نمونه، ميگويد: «معاذالله از مداخله در امور سياسي، احباء بايد به کلي از اين شئون در کنار باشند و از هر وظيفهاي که منجر به مداخله در امر سياست شود، بيزار گردند» .{2 } صادرکنندگان احکام و فتاواي ياد شده، علماي ايران را به علت مداخله آنان در سياست، محکوم کرده و ادعا ميکنند که حضور علماي شيعه در صحنه سياست در چند قرن اخير، باعث زيانهاي فراواني به جامعه و کشور گرديد.{3} وقتي رهبران کيشي اصولاً دين را از سياست جدا شمرده و ادعا کنند خود به اين مرام پايبندند و اکيداً نيز از پيروان خود بخواهند که چنين باشند، و حتي شرط و نشانه بهائي بودن را عدم پيوند با سياست بدانند، طبيعي و منطقي است که مداخله علماي اسلام و شيعه در امور سياست را محکوم بکنند. اما واقعيات عيني تاريخ از عملکرد بهائيان و رهبران آنها، حکايت ديگري دارد و ماهيت ديگري از آنان ترسيم ميکند. ادامه مطلب ....
فرقه بهائیت تروریست دیروز مظلوم نمای امروز
تروريسم سياسي در تاريخ معاصر ايران از اواسط دهه 840 م/1260 ق، با بابيگري آغاز شد و چنان با بابيگري پيوند خورد كه در دوران متأخر قاجار نام «بابي» و «تروريست» مترادف بود. در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از مرگ او (1264) از
سوی مریدان علی محمد،آشوب هایی در کشور پدید آمد که از جمله، رویداد قلعه شیخ طبرسی در مازندران بود.
در این آشوب ، جمعی از بابیان به رهبری ملاحسین بشرویه ای ملا محمد علی بارفروشی ،قلعه طبرسی را پایگاه خود قرار دادند و اطراف آن خندق کندند و خود را برای جنگ با قوای دولتی آماده ساختند. از سوی دیگر بر مردم ساده دل که در پیرامون قلعه زندگی می کردند، به جرم «ارتداد» هجوم آورده به قتل غارت ایشان می پرداختند ،به گونه ای که یکی از بابیان می نویسد: «جمعی رفتند و در شب یورش برده، ده را گرفتند و یک صد و سی نفر را به قتل رسانیدند. تتمه فرار نموده ، ده را با حضرات اصحاب حق ، خراب نمودند و آذوقه ایشان را جمیعاً به قلعه بردند (حاجی میرزا جانی کاشانی ، ص 162) و چنین می پنداشتند که یاران مهدی موعودند و به زودی جهان را در تسخیر خود خواهند گرفت و بر شرق وغرب فرمانروایی می کنند؛ چنان که بابی مذکور می نویسد:
«حضرت قدوس (محمد علی بارفروشی) می فرمودند که : ما هستیم سلطان به حق و عالم در زیر نگین ما می باشد و کل سلاطین مشرق و مغرب به جهت ما خاضع خواهند گردید» ادامه مطلب ....
عاملان قتل عام مردم فلسطین در مجلس شادی بهائیان
یک ضیافت رسمی در اورشلیم از جانب مرکز روحانی جامعه جهانی بهائی و با حضور بیش از دویست تن از شخصیت های اجتماعی و دینی و علمی و سیاسی اسرائیل و بلندپایگان ادیان شناخته شده در اسرائیل و شخصیت های عربی در یکی از زیباترین هتل های پایتخت اسرائیل برگزار گردید.
پرزیدنت پرس که همیشه در طول سال های خدمات اجتماعی خود به نیازهای مرکز
جهانی بهائی در حیفا و اماکن دیگر توجه ویژه نشان داده، در پیامی که برای جشن نوروزی بهائیان فرستاد، به این دوستی اشاره کرد و پیوستن اماکن مقدس بهائی به فهرست میراث فرهنگ جهانی را شادباش گفت و آرزو کرد که صلح و آرامش در جهان برقرار گردد و پیروان همه ادیان از امنیت و احترام برخوردار شوند.
اهود اولمرت نخست وزیر نیز پیامی برای این همایش نوروزی فرستاده و سال نو را به جامعه بهائیان سراسر جهان شادباش گفته و از مناسبات همکاری بین مرکز جهانی بهائی و کشور اسرائیل، که بر اصول احترام متقابل استوار است ابراز خشنودی کرده بود.
وزیر کشور در همایش نوروزی بهائیان شادباش گفت
.مئیر شیتریت وزیر کشور که میهمان برجسته جشن نوروزی شب گذشته (3 فروردین ماه 1388- 23 مارس 2009) بود، در سخنرانی خود یادآوری کرد که گزینش اسرائیل به عنوان مرکز تدفین مقدسین بهائی و تصمیم به تبدیل این سرزمین به کانون مذهبی دین بهاءالله در دوران امپراطوری ترکیه که بر این سرزمین تسلط داشت اتخاذ گردید که خود را خلیفه مسلمانان جهان می دانست و این سرزمین بخشی از خلافت اسلامی- عثمانی محسوب می گردید.ادامه مطلب ....
بهائيان در ويتنام اشغالي ؛ تبليغ در خدمت نظام سلطه
در قاموس قدرتهاي سياسي، بويژه قدرتهاي ناشي از تمدن «اومانيستي» غرب، سکولاريسم يک اصل بنيادين است. به همين علت، سياستگزاريها و برنامهريزيهاي دولتها درباره مذاهب و فرقهها، در مرتبه اول براي تضعيف و تحليل بردن آنها است و در مرتبه بعد، ناگزير آنها را به عنوان واقعيتهاي غيرقابل انکار
اجتماعي به رسميت ميشناسند. اما هيچ گاه به ترويج و تبليغ آنها نپرداخته و زمينهاي براي گسترش فعاليتهاي آنها فراهم نميسازند. آنچه گفته شد، بيانگر رابطه دولتها با مذاهب و فرقههاي بومي جامعه خويش است. روشن است که آن دولتها در قبال آيينهاي وارداتي و غيربومي واکنشي شديدتر از خود نشان ميدهند. حال اگر در چنين شرايطي، قدرتهاي سردمدار تمدن غرب و ديگر دولتها از فرقهاي پشتيباني کرده و حتي براي گسترش فعاليتهايش به آن کمک کنند، مساله، بودار ميشود.
فعاليتهاي فرقه بهائي در کشورهاي مختلف ازجمله جديترين نمونههاي پرسشبرانگيز اين امر است.
يکي از اين موارد، فعاليتهاي فرقه در برخي از کشورهاي جنوب آسيا، مانند لائوس و ويتنام، در دهه 1960 ميلادي است. کشورهاي ياد شده در آن سالها گرفتار مصيبتآميزترين و خونبارترين ايام تاريخ خود بودند. لائوس از اواخر دهه 1950 به بعد، صحنه رويارويي قدرتهاي جهاني و به طور مشخص، مداخله نيروهاي امريکايي و ويتنام شمالي بود، خاک آن کشور صحنه درگيري ميان جناحهاي پاتت لائو (کمونيست) به رهبري «سوپهانو وونگ» ، شاهزاده «بون اوم» و دولت پادشاهي به صدارت «سو وانا پهوما» قرار داشت. حاصل چنين وضعيتي، فشار فقر و ناامني و کشتار فراوان بود. ويتنام نيز در دهه 1960 ميلادي صحنه نبردهاي خونين ميان مبارزان آن کشور با قواي متجاوز امريکايي بود. به گونهاي که در فاصله سالهاي 1962 تا 1968، بيش از /000400 تن از مردم ويتنام کشته شدند. تنها در حمله عمومي عيد تت 39800 نفر جان خود را از دست داده و بيش از 000/100 نفر مجروح شدند.
از فوريه 1965 تا ژوئيه 1968، هواپيماهاي امريکايي در 700/107 حمله به خاک ويتنام، 000/582/2 تن بمب بر روي مردم بيدفاع آن کشور ريختند.
اما جالب است بدانيم که مبلغان بهائي در چنين وضعيتي، در کمال امنيت و بدون هيچ گونه دغدغه وارد اين کشور شده براي فعاليتهاي آنها بسترهاي لازم فراهم شد و کمکها لازم براي پيشرفت آنها انجام گرفت.ادامه مطلب ....
بهايیگری، سرویس اطلاعاتی بریتانیا و نهضت جنگل
مورخان بهائی دربارة شورشهای ضدّبهائی فراوان سخن میگویند و میکوشند چهرهای بسیار مظلوم از سرگذشت این فرقه در ایران ترسیم کنند. رهبری بهائیت و عناصر مشکوکی در میان جبهه مخالف بهائیان به عمد و با اهداف معین تبلیغی و سیاسی به ایجاد مهمترین و جنجالیترین آشوبهای خونین ضدّ بهائی، معروف به «بهائی کشی» دست زدهاند. شبکة بهائيها در شکست و سرکوب نهضت جنگل
نقش اطلاعاتی و خرابکارانه بسیار مؤثر و مرموزی ایفا کرد، نقشی که تاکنون مورد بررسی کافی قرار نگرفته است. احسانالله خان دوستدار، چهرة سرشناس تروریستی که در صفوف نهضت جنگل تفرقه انداخت و «کودتای سرخ» را بر ضدّ میرزاکوچک خان هدایت کرد، به یکی از خانوادههای سرشناس بهائی ساری (خانوادة دوستدار) تعلق داشت.1 سردار محیی (عبدالحسین خان معزالسلطان)، همدست او،2 از اعضای خاندان اکبر بود که برخی از اعضای آن، به ویژه میرزا کریمخان رشتی، به رابطه با «اینتلیجنس سرویس» ـ سازمان اطلاعاتي و امنيتي انگلیس ـ شهرت فراوان دارند. حداقل دو تن از برادران میرزا کریم خان رشتی و سردار محیی، مبصر الملک و سعید الملک، را به عنوان بهایی فعال میشناسیم.3 فتحالله اکبر (سردار منصور و سپهدار رشتی) برادر دیگر ایشان است که در آستانة کودتای 3 اسفند 1299 رئیس الوزرا بود و نقش مهمی در هموار کردن راه کودتا ایفا نمود.4
در این میان نقش احسانالله خان دوستدار، به عنوان یکی از برجستهترین تروریستهای تاریخ معاصر ایران، حائز اهمیت فراوان است. مأمور اطلاعاتی اعزامی حزب بلشویک به جنگل در گزارشی به باکو ارزیابی خود را از میرزا کوچکخان و احسانالله خان دوستدار چنین بیان میدارد: ادامه مطلب ....
حکایت دروغین دیگری از "تحری حقیقت"
اخیرا از سوی مدیر آژانس اینترنت بهائی (مت واینبرگ) و بنا به سفارش مرکز جهانی بهائیت یعنی بیت العدل نامشروع بصورت کاملا عجولانه و دستپاچه از حضور بهائیان در
سایت فیس بوک و در صفحه شخصی" مارتین لاوالی" که ظاهرا از بهائیان ارتدوکس(معترض به عدم حضور ولي امر در تشكيلات بهائيت ) می باشد شدیدا اظهار نگرانی کرده و حضور در این صفحه را تهدیدی بر علیه جوانان بهائی دانسته است . قبل از اینکه به جمع بندی این مطلب بپردازیم اصل این بیانیه را بدون هیچ دخل و تصرفی درذیل می آوریم تا اذهان عمومی رفتار بیت العدل را درایزوله کردن جامعه بهائی سراسر جهان از واقعیت های موجود و غیر قابل انکاری که در مورد مشروعیت و موجودیت بیت العدل وجود دارد، آگاه سازیم . این بیانیه بشرح زیر است:
کلّیه محافل روحانی ملّی ملاحظه فرمایند
یاران عزیز معنوی
مرکز جهانی مقرّر فرمودهاند شما را از خطر فعّالیتهای جاری ناقض میثاق،مارتین لاوالی در فیس بوک آگاه کنیم. این فرد "اداره کنندهء صفحهء بهائیان ارتدکس" در فیس بوک و خود او نیز دارای صفحهء شخصی در این سایت است.اخیراً مواردی مشاهده شده که جوانان بهائی که در فیس بوک حضور دارند، سهواً دعوت لاوالی را برای "دوستی" یا "عضویت" در صفحهء ناقض میثاق پذیرفتهاند. مضافاً، در نتیجهء طرح شبکهء فیس بوک، اگر فردی دعوت مستقیم لاوالی یا هر عضو دیگر گروه او را بپذیرد، فهرست اسامی "دوستان"با نشانی ایمیل آن فرد اعلام میشود.ادامه مطلب ....
يهوديان و گسترش بابيگري و بهاييگري
پديده «يهوديان مخفي» (انوسيها) و نقش ايشان در پيدايش و گسترش بابيگري و بهاييگري عامل مهمي در تحولات معاصر ايران است و بايد به دور از هرگونه افراط و تفريط، مورد شناسايي مستند و علمي قرار گيرد. طبق بررسي نگارنده، گسترش سريع بابيگري و بهاييگري و به ويژه نفوذ منسجم و عميق ايشان در ساختار حكومتي قاجار، از دوران مظفرالدين شاه، بدون شناخت اين پيوند غيرقابل توضيح است.
در بررسي تاريخ پيدايش و گسترش بابيگري در ايران، نمونههاي فراواني از گروش يهوديان جديدالاسلام به اين فرقه مشاهده ميشود كه به رواج دهندگان اوّلية بابيگري و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند. ميدانيم كه بابيگري را يك يهودي جديدالاسلام ساكن رشت، به نام «ميرزا ابراهيم جديد»، به سياهكل وارد كرد.1 و نيز ميدانيم اوّلين كساني كه در خراسان بابي شدند يهوديان جديدالاسلام مشهد بودند.2 معروفترين ايشان ملا عبدالخالق يزدي است كه ابتدا در يزد اقامت داشت. او از علماي دين يهود بود و پس از مسلمان شدن در زمره اصحاب مقرب شيخ احمد احسايي جاي گرفت و احسايي هفت سال در خانة وي سكونت داشت. ملا عبدالخالق يزدي سپس به مشهد مهاجرت كرد، در صحن حضرت رضا(ع) نماز جماعت و بساط منبر و وعظ برقرار نمود و به نوشته مهدي بامداد به يكي از «علماي طراز اوّل مشهد» بدل شد.3 گوبينو مينويسد:
«[ملا عبدالخالق يزدي] از شاگردان شيخ احمد احسايي بود... و از حيث مقام علمي و فضايل شهرت زيادي داشت و در انظار عامه احترام و اعتباري پيدا كرده بود».4
يهوديان مشهدي كه تعداد ايشان در سال 1831 حدود دوهزار نفر گزارش شده، در سال 1839 م. اندكي پس از استقرار كمپاني ساسون در بوشهر و بمبئي، پنج سال پيش از آغاز دعوت علي محمد باب، به طور دسته جمعي مسلمان شدند بيآنكه هيچ فشاري بر ايشان باشد و كدخداي ايشان، به نام ملامشايخ، به ملامهدي و خاخام ايشان، به نام ملا بنيامين يزدي، به ملا امين تغيير نام داد. گروهي از جديد الاسلامهاي مشهد در سلك اهل تصوف بودند و به ترويج افكار ميرزا ابوالقاسم سكوت شيرازي به عنوان مرشد خود ميپرداختند.5 گروهي از آنان ب ه بابيگري پيوستند و بعدها نقش فعالانهاي در گسترش بهاييگري بر عهده گرفتند.6 ادامه مطلب ....
قطب علمي بهاييان و سلطنتطلبان، سارق موزه انگليس!
سارق منحصر به فرد و حرفهاي كتابهاي تاريخي موزه بريتانيا، به عنوان چهره علمي مشهور بهاييان و سلطنتطلبان مطرح بوده و هر ساله با مبالغ كلاني كه از آنها
دريافت ميكرده، چندين همايش علمي در كشورهاي مختلف درباره ايران برپا ميكرده است. به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از فردا، جمعه گذشته روزنامه «گاردين» گزارش داد که دادگاهى در بريتانيا به اتهام يک ايرانى رسيدگى ميکند که متهم است در مدت هفت سال کتابهاى تاريخى را قرض گرفته و صفحاتى از آنها را جدا کرده است. «گاردين» در گزارش مفصلى مىنويسد: يک ايرانى ثروتمند به نام فرهاد حکيمزاده به بيش از 150 کتاب و اثر تاريخى و بسيار پرقيمت مربوط به قرنهاى شانزدهم ميلادى به بعد را که در کتابخانه ملى بريتانيا در لندن نگهدارى ميشده، از کتابها جدا کرده است.
به نوشته «گاردين»، اين ايرانى دانشگاهى خساراتى وارد آورده که به هيچ وجه قابل جبران نيست. صدمات وارد شده با چشم غيرحرفهاى قابل تشخيص نيست و در لابهلاى اوراقى قرار دارد که با دست صحافى شدهاند و حديث سفرهاى اروپاييان به ايران، بينالنهرين و امپراطورى مغول است.
به نوشته «گاردين»، پژوهشگران ارشد کتابخانه حيران ماندهاند که چرا فرهاد حکيمزاده، تحصيلکرده دانشگاه هاروارد، ناشر و متفکر با يک چاقوى جراحى به جان 150 کتابى افتاده است که قرنهاست در مجموعه ملى محفوظ بودهاند. «گاردين» مىنويسد: خسارت مالى که او در طى هفت سال به بار آورده است چيزى حول و حوش چهارصدهزار پوند است اما دکتر کريستين جنسن، مسئول بخش مجموعه چاپى کتابخانه مىگويد به هيچ عنوان نمىتوان قيمتى روى کتابها و نقشههايى که او نابود کرده گذاشت.ادامه مطلب ....
ازبكستان يك مبلغ بهائي را اخراج كرد
خبرگزاري فارس: دادگاه ازبكستان يك مبلغ قزاق تبار فرقه "بهائيت " را به جرم فعاليت غير مجاز تبليغي اخراج كرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در تاشكند، اخيراً دادگاه ناحيه "حمزه " شهر تاشكند حكم اخراج
"تيمور چاكپاربايف " تبعه 36 ساله قزاقستاني را از ازبكستان صادر كرد.
اين
تبعه قزاقستان كه به عنوان مبلغ فرقه ضاله "بهائيت " در پايتخت ازبكستان
اقامت داشت، به جرم نقض مقررات و بي توجهي به هشدارهاي ماموران انتظامي در
باره خودداري از انجام فعاليت هاي غير مجاز مذهبي، از اين كشور اخراج شده
است.
در حكم صادره از سوي دادگاه شهر تاشكند درباره
چاكپاريف آمده است اين مبلغ فرقه بهائي با سوء استفاده از مجوز موقت اقامت
در ازبكستان به طور غير قانوني و آشكار اقدام به دعوت مردم ناحيه به پذيرش
فرقه بهائي مي كرد.
ماموران نهادهاي انتظامي ازبكستان چند
بار او را هنگام اجراي برنامه هاي تبليغي بازداشت كرده و به وي هشدار داده
بودند كه دست از اقدامات مغاير با قوانين ازبكستان بردارد اما وي توجهي به
تذكرات مقامات امنيتي تاشكند نكرده بود.
دادگاه ناحيه حمزه
شهر تاشكند در مقدمه حكم صادره اعلام كرده است كه اين مبلغ قزاق تبار فرقه
بهائي، طي مدت اقامت و فعاليت خويش در اين كشور با جلب گروهي از جوانان
استان هاي تاشكند "جيزخ " و "بخارا " به فرقه خود، زمينه اختلاف و تفرقه
مذهبي را در بين مردم اين مناطق ايجاد كرده است. ادامه مطلب ....
All Rights Reserved
2008 ©
Efsha-Bahaism.Blogfa.Com
Best Resolution : 1024 X 768