تبليغاتX
نشریه الکترونیکی افشا - بهائیت <-BlogTitle->

 

 

 

 

 

 

  اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !  اين وبلاگ را به ليست علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد !  ارتباط از طريق ياهو مسنجر !  

دوستان

معرفی سایتها و وبلاگها در زمینه بهائیت - بهائی پژوهی - بهائی شناسی - اخبار بهائیت - وحدت عالم انسانی در بهائیت - سراب بهائیت - مدعیان مهدویت - پاسخ به سوالات در مورد بهائیت - خاتمیت - بهائیت در مقابل نظام - بهائیت و سیاست - بهائیت پیوند با بیگانه خصومت با ملت - روابط پنهان و آشکار آمریکا و بهائیت - بهائیت و اسرائیل - نجات یافتگان از بهائیت - شنیدنیهائی از بهائیت - الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت - حکومت پهلوی و بهائیت - بیائید کمی فکر کنیم - امام خمینی (ره) و بهائیت - شهید - صراط مستقیم - بررسی و نقد بهائیت - خلیج همیشه فارس بزرگترین مرکز مبارزه با بهائیت - بهائیت - خوش آمدید(مهدویت) - عاشقان علی - بهائی و ... - ساحل - رنجنامه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند - عاشقان علي - بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) سیرجان - دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت - خاطرات یک عضو سابق فرقه بهائیت - املش مهر مروج اندیشه ناب محمدی (ص) - مرجع کتابهای ردیه بهائیت در اینترنت - حجاب در ادیان - من و تو - بهائیت فرقه شیاطین - بهائیت در گذر زمان و تصویر - گذشته حال آینده - بهائیت - مهدی آباد شیراز - بسیجیان خط شکن - موبایل شیعیان - آشنایی با کتب استدلالی در بهائیت - تحلیل جامع بهائیت - مرجع کتابهای ردیه بهائیت در اینترنت - پاسخگویی به شبهات دینی وقرآنی دراینترنت - آسمان اندیشه - یاران ایران - حقیقت سوخته - کشف الیقین - فاروق - در پی حقیقت هستم - اشک آتش - بهائیت شناسی - شیعیان -

لوگو دوستان

بهائی پژوهی

لينک هاي روزانه

سيطره كامل بهائيت بر اركان و تشكيلات رژيم پهلوي
علت بازگشت صبحی ( فضل الله مهتدی ) کاتب عبدالبها از بهائیت
بيت‌العدل اعظم؛ بن‌بست مشروعیت
"آتش بس با شيطان" یکی از تناقضات آشکار بهائیت
خاتميت حضرت محمد (ص)؛ نفى مسلك باب و بهاء
متن توبه نامه يكي از مدعيان دروغين مهدويت به نام ميرزا علي محمدباب
تاکید مجدد آیت الله منتظری بر ضاله و گمراه بودن بهائیت و هشدار نسبت به تبلیغات سوء آنها
اهانت پیشوایان بهائیت به علما و مراجع تقلید و شیعیان
سو استفاده تبلیغاتی بهائیان از اظهار نظر آیت الله منتظری
دفاع از حقوق زنان ترفند جدید بیت العدل
" فضل الله مهتدی صبحی "یکی از نجات یافتگان فرقه ی بهائیت
تخریب قبور ائمه بقیع و نقش بهائیت
دكان مدعيان مهدويت همچنان باز است
مداركي از اعترافات صريح رهبران بهائي به خاتميت اسلام و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم
الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت
امیر عباس هویدا از زبان فرح پهلوی
معضل غیر قابل حل تشکیلات بهائیت ناشی از عدم حضور رهبر معصوم و منصوب
بهائیت؛ سودای قدرت یا دیانت ( ماجرای تلخ طرد روحانی در خاندان میرزا حسینعلی نوری )
بهائيت، فراماسونري و يهوديت حاميان اصلي رضاخان بودند
توطئه بهائيان براي تبليغ و اشاعه فيلم ضد اسلامي فتنه
آرشیو پیوندهای روزانه


خبرنامه





Powered by WebGozar

جستجو در وبلاگ

براي جستجو در اين صفحه کلمه کليدي خود را در کادر زير وارد نماييد


نظرسنجي
لينك هاي ورودي
نشریه الکترونیکی افشا شماره 4 - بهائیت

تقابل جلال آل احمد با بهائیت

در شهریور سال 45 شاپور راسخ ( از عناصر سرشناس بهائیت و معاون سازمان برنامه و بودجه در عصر هویدا )  طی مقاله ای که در مجله راهنمای کتاب نوشت، به تبلیغ ضمنی بهائیت پرداخت و نوشت : " اخیرا نیز دو جنبش مهم مذهبی ایرانی ، جهانگیر شده ... " است.

زنده یاد جلال آل احمد در نامه ای تند و کوبنده به مدیر مسوول نوشت :جلال آل احمد

" ... کلمه مسوول را که آن بالای مجله نوشته ای به رخت می کشم و به یادت می آورم که وقتی دارند مذهب رسمی مملکت را می کوبند و غالب مشاغل کلیدی در دست بهائی ها است ... از سرکار قبیح است که زیر بال این اباطیل را بگیرید و این بنده خدای " راسخ " که یک عمر جان کنده تا جامعه شناس شناخته شود این جوری خودش را لو می دهد. آخر این حضرت چطور جرات می کند در دنیایی که هنوز سوسیالیسم و کمونیسم را با آن کبکبه و دبدبه ( از روس و اروپای شرقی تا چین و ماچین ...) نمی توان مذهب جهانگیر دانست این مذهب سازی بسیار خصوصی و بسیار دربسته و بسیار قرتی ساز و زداینده اصالت های بومی را " مذهب جهانگیر " بنامند ؟ ".

کارنامه 3 ساله، جلال آل احمد، کتاب زمان، صص 212-213

 

معرفی کتاب " بهائیت از ادعا تا واقعیت "

 

کتاب " بهائیت از ادعا تا واقعیت  " نوشته مهدی کریمی توسط انتشارات رادنگار قم در 80 صفحهبهائیت از ادعا تا واقعیت پیرامون سلسله مباحث بهائی شناسی انتشار یافت. در این کتاب ضمن  نگاهی کوتاه به مسئله خاتمیت پیامبر اکرم (ص) و اصالت اعتقاد به مهدویت و مباحث مربوط به امام عصر ارواحنافداه      ( قائمیت) و معرفی چند کتاب در این باره به مسئله دین سازان و مدعیان دروغین مهدویت پرداخته شده است و پس از بیان شرح حال سران بابی گری و بهائیگری از جمله میرزا علی محمد باب ، میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، میرزاحسینعلی بهاء، عباس افندی، شوقی افندی و نهایتا مرکزیت تشکیلات بهائیت یعنی بیت العدل به بررسی ادعاهای متنوع  باب و بهاء بااستفاده از کتب معروف خود بهائیان و تناقضات آشکار در این ادعاها پرداخته شده است.از جمله  مطالب دیگر این کتاب  عبارتند از :

موضوع قائمیت در آثار بهائیت

خاتمیت اسلام و بهائیت

نفی اصل توحید توسط سران بهائی

استهزای احکام الاهی توسط باب و بهاء

دست های پنهان و آشکار استعمار در پیدایش فرقه بابی گری و بهائیگری

و در نهایت آشنایی با تعدادی از سایت های روشنگر ماهیت فرقه ضاله بهائیت

تلفن مرکز پخش : 09361090199

 

 

 حربه مذهب سازي استعمار خارجي و ضرورت بينش آفريني براي نسل امروز

« اسلام » دين رهايي بخش , حافظ جايگاه رفيع انسان در گستره آفرينش , تامين كننده آزادي , استقلال , امنيت , عزت و وحدت , نافي ظلم , تعدي , سيطره جويي و مطامع نامشروع و ضدانساني قدرتهاي ظلم گستر و چپاولگر جهاني در همه اعصار مي باشد.
تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام هرگز همزيستي و تعامل با كفر و شرك و نفاق در جلوه ها و چهره هاي مختلف و در عصرها و نسل هاي گوناگون را برنمي تابد و در برابر فساد و تباهي و جنايت و ستمي كه قدرتهاي استعماري در حق بشريت روا مي دارند و لحظات زندگي و حيات را بر آنان تيره و ناگوار مي سازند , مي ايستد و با صلابت و استواري تمام از هويت الهي انسان ها و حق طبيعي آنانعبدالبهاء در حال رقص بین زنان براي حيات سالم و پاك و بالنده و سرشار از مواهب و نعمتهاي خداوند در تمام شئون زندگي عزتمند « مادي » و « معنوي » دفاع مي كند و براي سعادت و رستگاري آدميان در دنيا و آخرت « راه » مي نمايد و حركت و تلاش و اميد و نشاط و رشد و پويايي به وجود مي آورد.

 براي جبهه متحدالحاد و ستم و سلطه جهاني وجود اسلام غيرقابل تحمل است , كه اين دين حياتبخش و جامع , همواره اتحاد و وحدت و اقتدار مي آفريند و در شريان هاي حيات جوامع خون غيرت و شرف و عزت تزريق مي كند و به آزادي و استقلال فرا مي خواند و از اسارت و بردگي در برابر هرگونه ظلم و تعدي از جانب هر كشور و قدرت بيگانه رهايي مي بخشد.
قدرتهاي استعماري جهان كه همواره اسلام را همچون خار در چشم خود , و وحدت و اتحاد مسلمانان را همانند استخوان در گلو تحمل كرده اند و در آزار و رنج بوده اند , براي رهايي از جامعيت و حقيقت تعاليم و قوانين اسلام و آموزه هاي اجتماعي و سياسي آن كه عامل اصلي ايجاد يكپارچگي و اتحاد و همدلي در ميان مسلمانان مي باشد و آنان را در برابر هرگونه تهاجم و تعدي و سيطره جويي در ابعاد فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي به « مقاومت » و دفع ظلم و تجاوز فرا مي خواند , به چاره جويي هاي شيطاني و حقيقت ستيز روي آوردند و در اوج خباثت و كفر و شرك و نفاق دروني , مقابله با « وحي الهي » و « رسالت نبوي » و واژگونه سازي احكام و قوانين و تعاليم آسماني « قرآن » را در دستور كار خود قرار دادند و تمام عوامل و وابستگان خويش را در كشورهاي اسلامي به خدمت گرفتند تا در برابر دين پاك اسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان « بيراهه » هاي گمراهي آفرين و هلاكت باري را قرار دهند ادامه مطلب ...

 

بابیت و بهائیت فرقه سازی روس تزار در ایران

بابيگري و بهائي گري ـ كه هر دو داراي يك آبشخور و اصول و تفكر مي باشند و اولي به رهبري سيدعلي محمدباب و دومي به جانشيني و رهبري ميرزا حسينعلي نوري يا بهاالله پاي در عرصه وجود نهادند ـ از نتايج شوم عملكرد قدرت استعماري روسيه تزاري در ايران محسوب مي شوند.
بهائيت با اصول و عقايد كفرآميز و با منسوخ اعلام كردن اسلام و نبوت پيامبر اكرم (ص ) و امامت پيشوايان معصوم (ع ) , همان حركت مخرب و فتنه بزرگي بود كه آرزوي ديرينه استعمار براي تقابل با تعاليم مقدس قرآن محسوب مي شد.
اسناد موجود تاريخي و عملكردهاي مخرب و روابط و ارتباط هاي آشكار و صريح رهبران و عناصر اصلي بابيت و بهائيت با دشمنان اسلام , بر جاسوس بودن آنان و نقش كشورهاي بيگانه در پيدايش اين مذهب استعماري , مهر تاييد مي زنند.

« كينياز دالگوركي » از مامورهاي اطلاعاتي و يكي از اعضاي مهم و كليدي سفارتخانه روسيه در ايران كه بعدا وزير مختار روسيه در ايران شد , درباره نقش روسيه در بنيان نهادن اين فرقه مذهبي در ايران , يادداشت هايي دارد كه به بخشي از آنها اشاره مي كنيم . ادامه مطلب ...

 

 

 

بهائیت در دامان انگلستان

 پس از سقوط و اضمحلال روسيه تزاري و روي كارآمدن رژيم ماركسيستي , بهائيت به انگليس بيشتر متمايل مي شود و اگر چه پيش از اين نيز ماموران استعمارگر پيرانگليس در رشد وتقويت عناصر بابي و بهائي نقش غيرمستقيم داشتند و خود را آماده مي كردند كه در شرايط مناسب گوي سبقت را از روسيه بربايند , لكن با سقوط روسيه تزاري بهائيت به طور كامل در قبضه قدرت و بهره برداري انگليس درآمد. عبدالبها در حال دریافت نشان سر
انگليس به بهائيت « مركزيت » بخشيد و در شهر « عكا » واقع در فلسطين اشغالي به رشد و گسترش آنها و ايجاد ارتباط بين اين مركز با ساير مناطق اسلامي براي فتنه انگيزي و بسط قدرت و سيطره خود اهتمام ورزيد و از وجود اين عناصر خائن و جاسوس , در كشور عثماني به نفع خود استفاده هاي فراوان برد.
بهائيان در سرسپردگي و تسليم و خدمتگزاري به انگليس از هيچ كوششي فروگذار نكردند و همچنان به ملت و سرزمين ايران خيانت ورزيدند و بر حلقه هاي محاصره و ستم و تعدي و غارت ثروتهاي اين ملت مظلوم توسط قدرتهاي استعمارگر جهان افزودند.

 عبدالبهاء (فرزند و جانشين حسينعلي بهاء) نيز در ادامه سياست پدر، روابط با روس تزاري را تا حدود جنگ جهاني اول ادامه داد و پس از آن تاريخ به علت تضعيف و فروپاشي امپراتوري تزاري، لندن را به جاي پايتخت تزار برگزيد و در قضيه اشغال نظامي قدس توسط ژنرال النبي (فرمانده قشون بريتانيا) در بحبوحه جنگ جهاني اول، انبارهاي آذوقه خويش را به روي سربازان گرسنه انگليسي گشود و راه را براي سيطره آنها برقشون مسلمان عثماني هموار كرد. پس از سلطه انگليسي‌ها برقدس نيز در لوحي كه خطاب به نصرالله باقراوف - و در واقع بهائيان ايران - صادر نمود، با خوشحالي، از اشغال فلسطين توسط بريتانيا ياد كرد و نوشت: <در الواح، ذكر عدالت و حتي سياست دولت فخيمه انگليس مكرر مذكور، ولي حال مشهود شد و في‌الحقيقه اهل اين ديار بعد از صدمات شديده به راحت و آسايش رسيدند.> در نوشته‌اي ديگر، وي سلطه غاصبانه انگليس برقدس را <برپا شدن خيمه‌هاي عدالت> شمرد، خداوند را براين نعمت بزرگ! سپاس گفت و تأييدات جرج پنجم، امپراتور بريتانيا، را مسئلت كرد و خواستار جاودانگي سايه گسترده اين امپراتور دادگستر! بران سرزمين گرديد!ادامه مطلب ...

 

بهائیت و اسرائیل حلقه های یک زنجیر

 بهائيت علاوه بر روسيه و انگليس , در دامان « اسرائيل » نيز رشد و نمو يافت و بدين ترتيب حلقه هاي شوقی افندی در سنین کودکیاتصال به دولت هاي بيگانه و اسلام ستيز را تكميل نمود. در اواخر جنگ جهاني اول بالفور، وزير خارجه مشهور بريتانيا صراحتاً طي نامه‌اي به روچيلد (سرمايه‌دار بزرگ صهيونيست) نظر مساعد لندن را نسبت به تشكيل <كانون ملي يهود> در فلسطين (و در واقع، گام مقدماتي براي تشكيل دولت اسرائيل) ابراز داشته بود. پيرو اين امر بود كه لابي متنفذ صهيونيستها در اروپا و آمريكا، دولت آمريكا را به حمايت از انگليس وارد جنگ سازند كه اين كار انجام شد و در پي آن نظاميان صهيونيست (لژيون يهود) ژنرال النبي را در اشغال قدس ياري دادند. با اين حساب، طبعاً مراحم عاليه عبدالبهاء عباس افندي نسبت به اشغالگران قدس، شامل يهوديان صهيونيست نيز مي‌گرديد.‌شوقي افندي (جانشين عبدالبهاء، و سومين پيشواي بهائيت) تصريح كرده است كه پس از شكست قواي عثماني و سلطه ارتش بريتانيا بر <ارض مقدسه> (فلسطين) <سالار انگليز>، يعني همان ژنرال النبي، بر حسب تعليمات و سفارشات اكيده‌ وزيرخارجه انگليس، به ديدار عباس افندي رفت و همراه وي به زيارت مرقد حسينعلي بهاء فائز و نائل شد. ادامه مطلب ...

 

روابط پنهان و آشکار بهائیت و آمریکا

عباس افندي رهبر بهائيت در سالهاي قبل از 1300 هجري شمسي يعني در اواخر عمر خود سفرهايي به اروپا و آمريكا مي كند و تحت تاثير افكار جديدي كه در اين كشورها عليه دين به وجود آمده بود , عناوين و تعاليم تازه اي به نام تعاليم دوازده گانه بهائيت به وجود مي آورد. او در ديدار با جمعي از سوداگران آمريكايي ابتدا اعلام مي كند كه : « نور انسانيت را در نهايت جلوه و ظهور در چهره آنان مشاهده مي نمايد. » , و سپس خطاب به آنان مي گويد :
« از براي تجارت و منفعت ملت آمريكا , مملكتي بهتر از ايران نه , چه كه مملكت ايران مواد ثروتش همه در زير خاك پنهان است . اميدوارم كه ملت آمريكا سبب شوند كه آن ثروت ظاهر گردد . »

در سخنراني‌هاي عباس افندي در آمريكا، چند نكته درخور تأمل به چشم مي‌خورد: 1 - تأكيد مكرر برلزوم ترك تعصبات گوناگون، از جمله تعصبات ملي و ميهني، و تخطئه <مطلق> اين تعصبات، و افتخار به اينكه بهائيان ايران، تحت تأثير تعاليم حسينعلي بهاء، از اين گونه تعصبات، به دورند؛ 2 - طرح اين ادعا كه حكومت آمريكا در نهايت عدالت عمل مي‌كند، مساوات در اين كشور كاملاً جاري است، و <دولت و ملت آمريكا به هيچ‌وجه انديشه استعمار و تصرف كشورهاي ديگر را در سر ندارند و اقداماتشان صرفاً جنبه انسان‌دوستانه دارد؛ 3 - تأكيد برغني بودن منابع زيرزميني و بهره‌برداري نشده ايران (بخوانيد: نفت) و امتياز ويژه ايران از اين حيث براي <تجارت و منفعت> سرمايه‌داران آمريكايي، و تشويق آن جماعت به آمدن به ايران و استخراج معادن اين كشور (كه لازمه آن، كسب امتيازات اقتصادي در ايران است).ادامه مطلب ...

 

فاشیسم زیربنای بهائیت
 

فرانچسکو فيچيکيا که قبلاً خود بهايي بوده، بر اين باور است که عقايد سياسي افراطي رهبريت تشکيلات جهاني بهاييت، برانگيخته از گرايش‌هاي فاشيستي است. اعضاي تشکيلات در برابر هرگونه تفکر انتقادي، نوآوري‌، آزادي بيان، انتقاد از مقررات سخت و سانسور با طرد فوري از سوي تشکيلات روبه‌رو مي‌شوند.فرانچسکو فيچيکيا متولد سال 1946، در سال 1971به عضويت محفل بهائي سوئيس درآمد. از نوامبر سال 1973 در زوريخ به عنوان مددکار اجتماعي استخدام شد و پس از مطالعه کتاب عبدالبهاء و شوقی افندی«هرمان زيمر» در آگوست سال 1974 نظرات تشکيلات بهائيت را مورد انتقاد قرار داد و به پيروي از نظريه زيمر الواح، وصاياي عبدالبها را که همراه کتاب اقدس بهاءالله در نزد بهائيان منشور نظم اداري تشکيلات بهائيت به شمار مي‌رود، جعلي دانست و مؤسسه ولايت امرالله را که در الواح وصايا تعيين شده، غاصب خوانده و معتقد است که آن توسط شوقي افندي غصب شده است. فيچيکيا پس از مکاتبه با مرکز جهاني بهائيت در حيفا و بحث و گفت‌وگوهاي بسيار با نمايندگان انتصابي تشکيلات بهائي، سرانجام در اواخر نوامبر سال 1974 انصراف خود را از عضويت در تشکيلات بهائيت اعلام کرد و پس از مدت کوتاهي، تشکيلات بهائيت طرد روحاني او را اعلام کرد.
 ادامه مطلب ...

 

بهائيت فرقه ای خرد ستیز (از زبان هرمان رومر منتقد آلماني)

هرمان رومر (Hermann Roemer) متكلّم روحاني پروتستان، در هشتم جولاي 1880 در اشتوتگارت آلمان متولد شد. رومر بين سال هاي 1898 تا 1902 در دانشكده الهيات و فلسفه دانشگاه هاي توبينگن و هال به تحصيل پرداخت و از محضر اساتيد به نامي چون پروفسور هرينگ، هگلر، هول، كالر، رايشله، اشلاتر وعبدالبهاء سوار الاغ و تعدادی از بهائیان زيبولد بهره برد. پس از پايان تحصيلات در كسوت استاد الهيات در شهر باسلر به فعاليت هاي دين پژوهي مشغول شد و در سمينارهاي دين شناسي پروتستان در اشتوتگارت به فعاليت پرداخت. در همان دوران به پيشنهاد دانشكده الهيات توبينگن، رياست سمينارهاي تخصصي و پژوهشي انجيلي را نيز بر عهده داشت. هرمان رومر، خود در بيان اهداف تحقيقاتي خويش خاطر نشان مي‌كند كه "در سال 1907 شاهد تأسيس انجمن بهائيان اشتوتگارت بودم و همواره نياز به يك پژوهش عملي، جهت پاسخگوئي به تبليغات بهائيت در آلمان را احساس مي‌كردم." بدين منظور رومر كتاب خود تحت عنوان "بابيت و بهائيت، پژوهشي در تاريخ مذاهب اسلامي" را تأليف كرد. كتاب او "Die Babi- Behai, Eine studie zur religionsgeschichte des Islams" در واقع، رساله دكتراي او بود كه در سال 1911 به دانشكده عالي فلسفه دانشگاه توبينگن ارائه شد. اين كتاب اولين اثر او درباره بابيت و بهائيت نبود؛ وي در سال 1908 مقاله اي در نقد بهائيت (1) و در سال 1910 به دنبال تحقيقاتي در خصوص تاريخ تبليغات مذهبي در آلمان، مقاله اي تحت عنوان "تبليغات مذاهب آسيايي در مغرب زمين" را به رشته تحرير درآورد (2). در سال 1912 چاپ مشابهي از كتاب رومر تحت عنوان "بابيت و بهائيت، آخرين فرقه منشعب از اسلام Die Babi-Behai " The latest Mohammedan sect " منتشر شد. ادامه مطلب ...

 

محبت یا عداوت کدامیک ؟! (ماجرای وحدت عالم انسانی در بهائیت)
بهائیان بر این باورند که آئین ما آئین محبت است و با عداوت میانه ای ندارند.جمله ی زیر از جناب بهالله در کتاب پیام ملکوت است:عکسی قبل از وقوع اختلافات بر سر قدرت

"حضرت بهاءالله اعلان فرمود که دین باید سبب الفت و محبّت باشد. اگر دین سبب عداوت شود نتیجه ندارد بی دینی بهتر است."
بهائیان با استناد به چنین عباراتی بیان می دارندکه با آمدن بهاءالله دین جدیدی نازل شده و هدف اصلی آن برقراری صلح جهانی و وحدت عالم انسانی است. حال بر اساس بیان فوق اگر این دین باعث دشمنی و عدوات شود نبود آن بهتر از بودن آن است. با اندکی تورق در کتب تاریخ معاصر به سادگی می توان فهمید که آیا بهائیت به این ادعایش عمل کرده یا نه؟
آیا بهائیت سبب الفت و محبت بوده یا نه؟...

اختلافات بهائیان از ابتدای پیدایش تا به امروز بر سر چه مساله ای بوده است؟
و ...
در این مقاله به طور مبسوط به این بیان می پردازیم و به نتایج جالبی دست پیدا می کنیم."
ادامه مطلب ...


 

خواب خرگوشی بیت العدل

پیام 31 اکتبر 2008 برابر با 10 آبان 87 صادره از سوی بیت العدل مستقر در حیفا ، حاوی مطالبی است که هر فرد آزاد اندیشی را که کمی از تاریخچه تشکیلات بهائیت طی 160 سال گذشته داشته باشد بهبیت العدل بهائیان در اسرائیل خنده وا می دارد.

گویا بیت العدل نشینان  هنوز در خواب خرگوشی بسر می برند و دوست دارند دروغهای آشکار خود را بعنوان حقیقت بهائیت بخورد جامعه ایرانی و بخصوص بهائیان ساده اندیش بدهند و با زیر پا گذاشتن واقعیت های ملموس که در گوشه گوشه تشکیلات بهائی بچشم می خورد،خود را الگوئی از صداقت و پاکی جلوه دهند .اما خوشبختانه مسیر باطلی که بیت العدل نشینان بعنوان سردمداران تشکیلات بهائی دارندمی پیمایند‌‌بقدری گویای واقعیت های باطل این فرقه است که راه گریزی بجز دروغ پراکنی پیدا نمی کنند.

با این مقدمه بسراغ پیام 31 اکتبر بیت العدل می رویم تا بار دیگر به اشتباهات مکرر  و افشای دروغ های بزرگ آنان اشاره کنیم:   ادامه مطلب ...

 

 

امّیت پیامبران نشانه ای الهی ( علی محمد باب مکتب رفته کم سواد )
 یکی از سنت های الهی در ارسال رسل و فرستادن انبیا همواره این بوده، که فرستاده ی خداوند از علم لدنی الهی بهرمند بوده است ولذا نیازی به اکتساب علوم بشری نداشته است و این امر خود نشانه ای از الهی بودن این فرستاده می باشد، لذا ست که در مورد پیامبر اسلام از تعبیر امی به معنای درس ناخوانده استفاده می شود.
جناب علی محمد شیرازی هم چون ادعای پیغمبری داشته اند در صفحه 9 صحیفه عدلیه این ادعا را مطرح کرده اند ایشان در توصیف خود می نگارد:
«در اعجمیین نشو و نما نموده و دراین آثار حقّه نزد احدی تعلیم نگرفته بل اُمّی صرف بوده در مثل این آثار»

عبدالبهاءجناب عبدالبهاء نیز میگویند : نورانیّت مظاهر مقدسه بذاتهم است، نمی شود از دیگری اقتباس نمایند. دیگران باید از آنها اکتساب علوم و اقتباس انوار نمایند نه آنها از دیگران . جمیع مظاهر الهیه نیز چنین بودند: حضرت موسی ، حضرت عیسی،....، حضرت باب و حضرت بهاءالله در هیچ مدرسه ای داخل نشدند.

در این نوشتار بر آنیم تا این ادعای ایشان را بررسی کنیم و ببین تا چه میزان به واقعیت نزدیک است برای این کار به کتب بزرگان بهایی مراجعه می کنیم :

در کتاب تلخیص تاریخ نبیل، که مهمترین تاریخ بهائیان است، در صفحات 63 و64 چنین آمده است:
«خال حضرت ایشان را برای درس خواندن نزد شیخ عابد بردند،... شیخ عابد مرد پرهیزگار محترمی بود و از شاگردان شیخ احمد و سید کاظم رشتی به شمار میرفت...»  ادامه مطلب ...

 

 

 

 

 دروغ محوری و تناقض در آثار بهائیت مبنی بر امیت بهاء

یکی از ادعاهای بهاالله همچون باب مساله امیت یا همان درس ناخواندن و عدم کسب علوم به شیوه متداول روز می باشد. ایشان چون ادعای پیغمبری داشته اند خواسته اند به شیوه انبیا پیشین که دارای علم الهی لدنی بودند و علمشان را به صورت اکتسابی به دست نیاورده بودند، داعیه ی پیغمبری خود را از این طریق به اثبات برسانند لذا در موارد مختلف این ادعا را مطرح کرده اند از جمله :یرزاحسینعلی نوری (بهاء)
چنان که در نامه به ناصرالدین شاه می نویسند :
" ما قَرئتُ ما عِندَ النّاسِ مِنَ العُلُومِ وَ ما دَخَلتُ المَدارِسَ. فَسئَلِ المَدینَةَ الَّتی کُنتُ فیها لِتُوقِنَ بِأنّی لَستُ مِنَ الکاذبین " 
من از علوم بشری چیزی نخوانده ام و به مدارس نیز نرفته ام و اگر می خواهی بدانی که دروغ نمی گویم از هم شهریان من بپرس.
مقاله ی شخصی سیاح ص 117
فاضل مازندرانی از مبلغین بهائی در کتاب اسرارالآثار ، جلد یک ، صفحه191 از قول جناب
بهاءالله چنین آورده است :
" إنّا ما قَرَئنا کُتُبَ القَومِ و ما أطلَعنا بِما عِندَهُم مِنَ العُلُومِ. کُلَّما أرَدنا أن نَذکُرَ بَیاناتِ العُلَماءِ وَ الحُکَماءِ یَظهَرُ ما ظَهَر فِی العالَمِ وَ ما فِی الکُتُبِ وَ الزُّبُرِ فی لوحٍ أمامَ وَجهِ رَبِّکَ نَری وَ نَکتُبُ "
هر آینه ما کتاب های مردمان را نخواندیم و از علومشان آگاه نیستیم هرآن گاه که خواستیم بیانات عالمان و حکیمان را یادآور شویم در پیش روی پروردگارت آنچه در کتب و صحف عالم بود آشکار می گشت ما هم می دیدیم و می نوشتیم.
دوستان بهایی با استناد به این مطلب سعی بر اثبات امی بودن جناب بها و لدنی دانستن علوم ایشان دارند.در حالی که بررسی کتب جناب بهاءالله نشان می دهد که این سخن، داعیه ای گزاف و خلاف است و منقولات ایشان از راه مطالعه ی مستقیم کتب به دست آمده و علومشان اکتسابی است نه الهی . به برخی شواهد بر این مدعا اشاره می کنم : ادامه مطلب ...

 


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|سه شنبه دوازدهم آذر 1387 - 20:33

لينك ثابت |